نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

پسر دومم خودش را برای کنکور به آب و آتش نمی زد و اجازه نمی داد پدرش تحریصش کند میخواست ازاد باشد درس بخواند شد ،شد.نشد هم نشد.

اما پدرش از روش تطمیع و تهدید استفاده می کرد که او وقعی نمی نهاد.

نتیجه اش هم این شد که دانشگاه تهران رشته دامپزشکی قبول شد.

نظرات 7 + ارسال نظر
لیلی دوشنبه 29 آبان‌ماه سال 1402 ساعت 08:04 http://Leiligermany.blogsky.com

پدر و مادر همیشه بهترین رو برای بچه اش می خواد ولی بچه ها هم می خوان انتخاب خودشون رو داشته باشند

هرچه خودشان می پسندند ،را بیشتر پیگیری می کنند.

اعظم ۴۶ یکشنبه 28 آبان‌ماه سال 1402 ساعت 10:15

تبریک میگم و موفق باشند

ممتون

سمیرا شنبه 27 آبان‌ماه سال 1402 ساعت 17:23

به نظرم خیلی کار درستی انجام دادن، هم دنبال علاقه شون رفتن و هم خودشون رو خیلی هم اذیت نکردن حیوون ها خیلی معصوم و عزیزن، خدمت بهشون خیلی کار مقدسیّه ماشاالله بابت تربیت چنین بچه های خوبی بهتون تبریک میگم

ممنون از لطف شما.حیوانات هم بیمار نی شوند.

قره بالا شنبه 27 آبان‌ماه سال 1402 ساعت 06:27 http://Www.eccedentesiast33.blogsky.Com

درحال حاضر دامپزشکی خیلی بهتر و درآمدزا تره

البته ،تاحدودی برای ایشان.

گیل‌پیشی جمعه 26 آبان‌ماه سال 1402 ساعت 15:37

استرس برای درس ذره‌ای ارزش نداره

طفلک دانش اموزان و دانشجویان تحت فشار استرس درس.

سلام جمعه 26 آبان‌ماه سال 1402 ساعت 14:15

بد حسابی های بیمه ها

اشتباه حالبی بود.درسته.پزشکان هم راضی نیستند،اما...

سلام جمعه 26 آبان‌ماه سال 1402 ساعت 08:22

با درود
شاید اگه به حرف پدر بود الان پزشکی دانشگاه تهران بود
البته با توجه به علاقه ایرانیان به نگه داری حیوانات
دامپزشکی بهتر لست چون درگیری بدحجابی های بیمه و بیمه های تکمیلی نیست

دوستانش که پزشکی کاشان بودند الان سر زندگی شون هستند با همسران شان،همه شون شاد و موفق باشند.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد