نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

در جامعه ای زندگی می کنیم که خانوم رشته روان شناسی خونده و ام.اس دارد و همسرش اصلا لیسانس هم ندارد و سلامت و هنرمند نقاش است.خانم با وجود بیماری ارشد روان شناسی بالینی را از دانشگاه آزاد گرفته و دیگه نمی تونه همسرش را تحمل کند که آشکارا دارای خصایصی است که در روان شناسی....بوق...

آقاهه میگه :«عزیزم از من جدا نشو،آخه من دوستت دارم،ما سالها با هم زندگی کرده ایم،دخترما چارده ساله است،در موقعیت بلوغه خوب نیست براش جدایی ما»

خانومه میگه :«درسته منو دوست داشتی،به من خیلی کمک کردی تا درسم بدینحا برسه ولی من دیگه استقلال مالی دارم ،فقط نمی دونستم چرا تو چنان میکردی

نظرات 2 + ارسال نظر
لیلی چهارشنبه 5 مهر‌ماه سال 1402 ساعت 22:42 http://lostinwonderland.blogsky.com

قضاوت کردن از دور خیلی مشکله. شاید انگیزه واقعی خانم چیز دیگری مثل فداکاریه

شاید

قره بالا چهارشنبه 5 مهر‌ماه سال 1402 ساعت 20:36 http://Www.eccedentesiast33.blogsky.Com

خانم خودش خصایص بوق ندارد؟

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد