دانشجوها به جای گوش دادن درس میخوان بحث سیاسی کنند، اجازه ترکتازی به دانشجویان نمیدم .
فریاد اعتراض شون بلند میشه ،که ما نمی تونیم آروم بگیریم و به درس گوش کنیم.
میگم از کلاس خارج شوید تا من درس را شروع کنم میگن پس همه مون می ریم، میگم بفرمایید از همه غایب های امروز سه(۳) نمره کسر میکنم .
همه سر جاها می نشینند .
صدای تک کلاس هم خاموش میشه و من درس را شروع میکنم .
روش های ارزیابی شخصیت
به دخترک تک صدای بیقرار میگم سوآل
به چه روش می شود فهمید خواستگار یه دختر به درد زندگی میخوره یانه؟
میگه من میخوام مطالعات سیاسی خود را در کلاس ارائه دهم شما وارد بحث ازدواج دخترا می شوید؟
میگم قبول
تو چطور از بین چهار تا کاندیدا متوجه می شوی اصلح کدام است؟
میگه خودم که میخوام به موسوی رای بدم فقط اجازه میخواهم محاسن او را بشمارم
میگم به شرطی اجازه میدم که همزمان معایب او را هم بشماری
میگه او عیبی ندارد
میگم گل بی عیب خداست
اگر در دیده مجنون نشینی به جز از خوبی لیلی نبینی
میگه بر عکسش چی؟
میگم با استناد به شعر سعدی بر عکس اش را هم میگم
چشم بد اندیش که برکنده باد
عیب نماید هنرش در نظر
میگه بفرمایید اینجا کلاس ادبیات است نه کلاس روان شناسی
میگم شعرای کشور تو حکیم بوده اند معلم اخلاق بوده اند و اگر به خودتان زحمت دهید اشعارشان را حفظ کنید در گفتگو و قضاوت به کارتان می آید
میگه خانوم شما امروز منو بهم ریختید بهتره سوآلات تان را از دیگر دانشجوها بپرسید من ترجیح میدم شنونده باشم تا اعصابم آرام باشد .
میگم جالبه دانشجوی جوان به این زودی از کوره در میرود؟شور انتخاباتی که دارید شعور انتخاباتی هم داشته باشید این میدان برای تقویت قدرت مباحثه فراهم شده اگر من و شما امروز بر سر اینکه چه کسی در آینده قراره رئیس جمهورمان شود از هم مکدر شویم که فردای انتخابات شهر برای زندگی مان هوای تنفس نخواهد داشت تحمل مخالفین را باید داشته باشیم قبول میکنم سخته و من خودم پس از مدتها ممارست هنوز اندر خم یک کوچه ام ولی باید سعی مان را بکنیم
بحث شیرین ارزیابی شخصیت شروع می شود و به مدت یک ساعت و نیم فقط حرف می زنم و بچه ها چه خوشحال و شادند که آخرین جلسه درس روان شناسی اینقدر به کار می آید .یکی از دانشجوها اجازه میخواهد برود بیرون آبی به صورت بزند چون کلاس گرم است وقتی باز میگردد جعبه شکلات تو دستاشه و همه ابراز شادی می کنند کلاس به پایان می رسد و من در حالی عازم خانه می شوم که از کار هشت ساعته خسته ام
به خانه میرسم فقط آرزو می کنم اجازه دهند نیم ساعت بخوابم، بعد برویم دیدن نوزاد تازه به دنیا آمده زهرا خانوم (به نام سارینا بیست روزه)
پی نوشت با تاخیر
از هرچه بگذریم سخن دوست خوشتر است.