نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

میخچه پا

زهرا دوستم زنگ زد حالم را بپرسد.ضمن احوالپرسی گفت یه میخچه کف پاش بوده از دکتر پوست خواسته براش فریز کنه حالا بهبودش به تاخیر افتاده.بهش میگم شاید قند خون بالا داری میگه نه میگم لارو درمانی، کن میگه دلم یه حالی میشه عجبا .

ضمن گفتگو ازش سراغ دختر دندان پزشک  اش   را گرفتم گفت خوبه ازش آدرس مطبش را پرسیدم گفت شماره موبایلش را میدم ازش بپرس .

با این شماره تلفن کاری نداشتم تا اینکه همسرم خواست به یه دوست دندان پزشک زنگ بزنم براش نوبت بگیرم یاد آمد به این شماره موبایل و زنگ زدم و نوبت گرفتم خودم و همسر رفتیم دندونا مون را بررسی کرد.

امروز هم نوبت مون ساعت ۷ عصر است.

خاطرات کودکی های دختر همکارم یادم اومد.خیلی مهربونه.

خدا کنه 

نظرات 2 + ارسال نظر
khatoon یکشنبه 15 مرداد‌ماه سال 1402 ساعت 13:45 https://memories-engineer.blogsky.com

خیلی خوبه آدم تو هر قشری یه دوست از نوع ماهرش داشته باشه

این خانم دکتر جوان و کم تجربه ولی مسئولیت پذیر و باهوش است.

گیل‌پیشی یکشنبه 15 مرداد‌ماه سال 1402 ساعت 09:26 http://Www.temmuz.blogsky.com

استاد نازنینم سلام. خوبید
استاد، ایشالا دکتر باسابقه‌ای باشن، دندون‌هاتون رو خراب نکنن. دندون‌ها گوهرهای بی‌تکرار زندگین

سلام عزیزم.چه توصیه خوبی!چه جالب که متوجه ارزش دندان ها هستید.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد