نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

ام اس؟نه.کرونا؟نه بلکه تصادف

خانوم زیبای همسایه مون تک فرزند داشت و فرزندش دختر بود،یه دختر آ رام و  کم حاشیه.طفلک اونم ام.اس مبتلا شده بود.میگن خوشگلای حساس  ،  ام.اس می گیرند .واسه خوشگلی و لطافتش بود که داماد خوبی هم داشتند و یه نوه به خانواده اضافه شده بود .نوه جونی شون دختری هفت ساله بود  که  همه روز عصرها ، با مادر بزرگ و پدر بزرگ اش ،  تو محوطه (,حیاط مجتمع)به بازی مشغول بود و دختر میانی (مامان نوه)اغلب تو خونه بود.سال پیش ازین دنیا رفت فکر نکنید کرونا توانست از پا در بیارد او را نه یه تصادف با یه جوانکی که تو خیابون لایی می کشید.

همه میگن :«   گر بمیرد یک زنی جایش بروید یک گلی  »

نظرات 5 + ارسال نظر
Fall50 جمعه 16 تیر‌ماه سال 1402 ساعت 12:59

سلام واقعا ببینیم تقدیر چی باشه.شاید خانواده همیشه ترس ام اس روداشتند که ازپا درش بیارد ولی اونچه که هر گز حدس نمی زدند ازشون گرفتش .روحش شاد

خانم جوانی که مادرش در خانه دو طبقه محله ولی عصر اصفهان در نزدیکی خود ،اسکانش داد در همسایگی خود ولی ...

زهرا جمعه 16 تیر‌ماه سال 1402 ساعت 11:15 http://pichakkk.blogsky.com

آخی
طفلک
خدا رحمتش کنه

خدا رحمتش کند

قره بالا جمعه 16 تیر‌ماه سال 1402 ساعت 08:48 http://Www.eccedentesiast33.blogsky.Com

روحش شاد
راحت شده بنده خدا
یهویی بمیری بهتر از اینه که کاملا ناتوان بشی

اگه اینجور فکر نکنند چه کنند؟

سلام جمعه 16 تیر‌ماه سال 1402 ساعت 07:41

خدا رحمتش کند
امان از دستش رانندگان بی احتیاط
توی این محل که هستیم
بچه های ده دوازده ساله هم رانندگی می کنند
البته بعضی شون مثل پیرمرد ها خیلی با احتیاط
ولی بعضی ها شون نه
موتور سوار هاشون که اصلا

خدا رفتکان شما را نیز رحمت کند.حیف از این زن جوان

گیل‌پیشی جمعه 16 تیر‌ماه سال 1402 ساعت 06:52 http://Www.temmuz.blogsky.com

روحش شاد

آمین

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد