ساعت دو بود بیدار شدم.
.مشغول اثاث کشی بودم که کات شد،خواب را میگم.پرتاب شدم به دنیای واقعی.هوا خنک بود.کولر همسایه روشن بود و از نورگیر اتاق خوابم خنکای کولر همسایه به اتاق ما هم نشت کرده بود.
خواب خوب ، من را در حال انتقال اسباب اثاثیه به باغ سبز و خرم نشون می داد.بد نبود این خواب ادامه می یافت.
به به، چه تصویر زیبایی
رویا و واقعیات زندگیتون غرق در آرامش باشه
آره
ان شاء الله که خیره
انشا الله
ان شاالله که خیر است
خیر باشه انشا الله