سلام.روز از نو ، روزی از نو
باورم نمی شد دیروز ...
ملاقات غیر حضوری خوبی باشد ولی...
دست چپ همسر ورم کرده بود و علتش بر من معلوم نشد.
این سومین ،تاسه نشه بازی نشه
کولر روشن بوده شاید...
همش تو خونه موندیم
ساعت ۳ بامداد بیدار شدم ،خوشحال که خوابی خوب دیده ام.
فروید میگه:« خواب هاتون را یاد داشت کنید.»
در خواب مامان را در حال مهربانی کردن دیدم.
ضربه ای چیزی نخوردن؟
یا گزش مثلا؟
گاهی وقتا unprovoked DVT ممکنه پیش بیاد
رفته کولر را تعمیر کنه ،احتمالا بلایی سر خودش آورده
چه جالب منم از این به بعد سعی می کنم خواب هامو یاداداشت کنم. البته خواب های من در ژانر رئالیسم جادویی هستند
تا فراموشت نشده ،همون وقت که بیدار میشی
روحشون شاد
رضوان جانم DVT یا لنف آدم نیس احیانا؟
سلام عزیزم ،همین حدس را میزنم.ولی در اثر چی؟
هنوزم خواب دوران دبیرستانو میبینم و استرس میگیرم
سخت ترین دوره زندگیم
انگار منم درمان لازمم چون خواب خوب نمی بینم
عزیزم! چقدر در دبیرستان آزار دیدی مگه؟
سلام
ایشالا که آقای همسر بهترن
من خیلی زیاد خواب می بینم. سرم به بالشت نرسیده خواب ها شروع میشن.
گاهی یادم میمونه خواب رو، گاهی هم نه.
سلام عزیزم بله کمی بهتر شده ،خواب هایی که در یادتان میماند،بنویسید
انشالله که مشکل دست همسر حل شده باشه
خواب خوب خیلی وقته ندیدم یعنی اصلایادم نمیاد حتی اگه دیده باشم.
انگار لطف پروردگار بود چنین خواب خوبی دبدم
خواب خوب نمیبینم
درمان لازم دارید
روح مادر شاد.
هوس خوابهای کودکی رو کردم. لذت دیگری داشت.
انشا الله خوابی به خوبی خواب شبای کودکی جسم و جانت را درخود فروبر د.۰