دیروز ساعت یازده و ده دقیقه بود که داشتم دنبال آرایشگاه رویا جون می گشتم ،برم موهامو کمی کوتاه کنم.که چشمم افتاد به مغازه روبرویی آرایشگاش.از سه تا پله اش بالا رفتم.دیدم میز کارش پر است از نقشه فرش طراحی شده.
بهش گفتم:« اینجا کارگاه آموزش تابلو فرشه؟»
گفت :«نه ،من اینجا طراحی نقشه فرش می کنم »( مغازه اش نه متری بود). ،گفت:« بشین رو صندلی».
نشستم
روبروم نقاشی چهره دیدم گفتم :«چهره را هم نقاشی می کنی»؟گفت: گاهی .
زنگوله آویزون کرده بود و تکه های بریده شده فرش دستباف مستعمل رو زمین انداخته بود و برام گفت فوق دیپلم نقشه فرش از دانشگاه ازاد گرفته.
نشان به آن نشان...
خیلی چیزها گفت و من ضبط کردم.
آدرس اینستاگرامش را داد ،«چرخ گردون»با الهام از شعر
حافظ:«چرخ گردون ، گر دو روزی، بر مراد ما نگشت...»
چه جالب که آدم اسم وبلاگ یا صفحه شو از شعر الهام بگیره. ولی من نمی تونم اینکار رو بکنم چون شاعر مورد علاقه ی من ایرج میرزا است و مطمعنم اسم هایی که از شعر های او الهام میگرم چیز خوبی از آب در نمیاد
منم متعجب بودم چرخ گردون واسه چی ،او که رشته اش نقشه فرش بود.دیدم آه بر دل دارد
سلام عزیزم کاش گاهی بریداونجا ووقت بگذرونید یاکارآموزش بشید اگه خودتون این کاروبلندنیستید(طراحی نقشه فرش و..)
چندروزپیش وبلاگتونوخوندم چقدرغمگین شدم که غمگین بودید.سرتونو باهنری گرم کنید.هنردرون غمگین رومداوامیکنه.
عزیزِ زیبایِ مهربون!ممنونم از محبت تون فاطمه جان
وارد این محیط ها که میشی اینقدر عشق و علاقه و استعداد موج میزنه دلت نمی خواد بیای بیرون
بله ،درسته
قیافه ی منِ بی هنر :/
بزرگترین هنر شما قبولی در تخصص طب فیزیکی است
پیش دکتر رمضانی. البته وقتی نتیجه ازمایشمو فرستادم براشون، تو جواب نوشتن که مشکلی نیست.
حالا میخوام پیش یه دکتر دیگه هم برم.
ممنونم که احوالپرسی کردین.
حالا منم ایشالله منجوق دوزی که یاد بگیرم مسرم تو دسته هنرمندا:))
گذشته از شوخی خیلی حس خوبی داشت کار صاحب وبلاگ چرخ گردون.
آره مغازه اش را با کارهای متنوع هنری تزیین کرده بود .فضایی که انواع هنر دست یکجا جمع شده بود حتی میز و صندلی اش
آدم باید ذوق هنری و دقت کار داشته باشد
و از همه مهمتر
عشق
ذوق هنری
احسنت بهش
هنرمند بودن را ترجیح میداد