بگذار سر بر شانه ات بگذار سر بر شانه ات بگذارم امشب چشمی پر از باران برایت دارم امشب
بگذار سر بر شانه ات بگذار سر بر شانه ات بگذارم امشب چشمی پر از باران برایت دارم امشب
میترسم از دنیای بی مادر کجایی کجایی خود را به آغوشت مگر بسپارم امشب
میترسم از دنیای بی مادر کجایی کجایی خود را به آغوشت مگر بسپارم امشب
من کودکانه از زمانه میگریزم مادر ببین انگار من تب دارم امشب
بی تو هوا کم دارد این کاشانه مادر این قلب خسته میدهد آزارم امشب
میترسم از دنیای بی مادر کجایی کجایی خود را به آغوشت مگر بسپارم امشب
میترسم از دنیای بی مادر کجایی کجایی خود را به آغوشت مگر بسپارم امشب
روحشون شاد
روح پدرتآن نیز شاد
رضوان جان میبینم که دلت هوای مادر کرده عزیزم...
عشق اند مادرامون.حیف که من از دستش داده ام .حرفاش یادم میاد که میگفت اگر با من راحت تری مجبور نیستی پیش دیگران باشی بیا که منهم از بودنت در کنار خودم آرامش می گیرم.
خدا همه مادران آسمانی رو رحمت کنه و همه مادران در قید حیات رو حفظ
آمین
خیلی میترسم