ضرب المثل ها را مردم عامی استفاده میکنند .از بس دل شون می سوزه که نه وکالت خوندند و نه قدرت مالی دارند وکیل استخدام کنند.
یه دفترچه داشتم ضرب المثل هایی را که مردم بیان میکردند رو صفحاتش می نوشتم .چندین بار هم کتاب ضرب المثل ها خریدم تا حفظ شون کنم.خدا بیامرزدش پیرمرد فامیل مون وقتی در نوجوانی خاطرم رنجید و چشمام پر اشک شد گفت هان چی شده ؟به اسب پادشاه گفته اند یا بو و و و و؟و من متوجه نشده بودم یعنی چه
ولی این روزا ضرب المثل <دزد نگرفته ،پادشاهه > را مصداقش را پیدا کرده ام .ترک تازی میکنه طرف ،فکر می کنه دنیا همیشه یه جور می مونه.
مم ضرب المثل زیاد بلدم
در مثل مناقشه نیست
هر گردی گردو نیست
دماغش را بگیری جونش در می ره
آب که سر بالا برود قورباغه ابوعطا می خواند
بگذار از حلوای ما کام یکعده شیرین بشود
یک ریگی توی کفشش هست
یک کاسه زیر نیم کاسه است
آتش که گرفت خشک و تر می سوزد
مثل پنبه و آتش اند
مرگ خوبه ولی برای همسایه
پوست را می کنم
****
باز هم بلدم ها
آخرش
ای جوانی کجایی که یادت بخیر